بیمقدمه باید خدمتتان عرض کنم که در این
وبلاگ قرار است دربارهی بعضی شعارها توضیحاتی داده شود. مثلاً در نوشتهی زیر قرار
است با آوردن چند نقل قول و توضیح، به جهانیان بفهمانیم که چرا همیشه و مدام باید
یکصدا فریاد زد «مرگ بر بنیصدر». بیشک این گام شروع ناچیزیست برای شناختن چهرهی
پلید اولین رئیسجمهور انقلاب اسلامی.
تمام این نقل قولها موثق بوده و برای اثبات
این ادعا منبع را نیز آوردهایم تا گمان ساده برده نشود که این حرفها بر اساس یک
کینهی دیرینه ساخته شده است.
1-بنیصدر: خطرناک ترین زورپرستی آن است که
خود را به لباس مذهب و ایدئولوژی در میآورد. (روزنامه
انقلاب اسلامی، 17 دی 59)
-گذشت زمان ثابت کرد که جمهوری اسلامی ایران
هرگز لباس مذهب و ایدئولوژی به تن نکرد چرا که هرگز نه خطرناک بود و نه زورپرست.
2-بعضیها برآنند که امور کشور در دست
انحصاری آنان باشد. (روزنامه انقلاب اسلامی، 17 خرداد 59)
-این حرف چیزی جز تهمت زدن به کسانی مانند
جناب آقای رفسنجانی و خامنهای و شهید بهشتی نیست. وی گمان میبرد که ایشان، این
دلسوزان انقلاب درپی کسب قدرت و مقام هستند! چه خیال باطلی!
3-هر گروهی بخواهد قدرت را به انحصار در
آورد ناگزیر ضد میخواهد، اگر ضد هم نباشد میتراشد، لولو درست میکند و به جان آن
میافتد. (روزنامه انقلاب اسلامی،9 خرداد 60)
-معلوم نیست این جناب منظورش چه کسی است،
اما اگر خودش را میگوید باید میدانست که امام خودش از او متنفر شده بود ربطی هم
به تبلیغات سوء دیگران و اطرافیان و مخصوصاً جناب رفسنجانی و بهشتی و غیره نداشت.
اگر هم آمریکا را میگوید باید بداند آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!
4-اینها
اعتقاد پیدا کردهاند که نظام بدون زور امکان پذیر نیست و بدون استبداد نظام بهوجود
نمیآید. (روزنامه انقلاب اسلامی، 31 فروردین 60)
-بنیصدر مگر منظورش از «اینها» شاه ملعون
باشد وگرنه جمهوری اسلامی مقدس چندان هم با زور کارها را از پیش نبرده است.
5-آنهایی
که گمان میکنند با زور و زد و بند و بگیر و ببند میتوانند از بالا به جای همه کار
کنند و کشور را در جهتی که میخواهند ببرند بدانند که این روش شکست خورده است.(روزنامه
انقلاب اسلامی، 21 آبان 59)
-این پیشگوییها را باید به عهده تاریخ
گذاشت. آیا اکنون بعد از سیسال اینطور است؟
6-به
خدا کسی امنیت ندارد و دستگاه قضائی، بیشتر اسباب سلب امنیت را فراهم میآورد تا
امنیت را. (نامهها از بنیصدر به آقای خمینی و دیگران، فیروزه بنیصدر
[گردآورنده]، انتشارات انقلاب اسلامی، چاپ اول، خرداد1385، صفحه 82)
-مگر امروز دستگاه قضایی امنترین جای این
کشور نیست؟ مثلاً آیا کسی میتواند اصلحه دستش بگیرد و به دادگاه برود؟ نه! (اما
چه دلش خون میشده از این حرفهای مردک!)
7-من
در خواب هم این کارهای مفتضح را ندیده بودم که یک عدهای را در کارهای دولتی
بگذارند که تفتیش عقاید کنند. در زمان شاه هم ما را اینطور تفتیش عقاید نمیکردند...
ما یک ساواک داشتیم و جامعه از دست او در عذاب بود و حالا ساواک را در همهجا
داریم.(روزنامه اطلاعات 3 شهریور 59)
-این آقا نمیدانست که دیگر ساواکی وجود
ندارد. نیروی اطلاعات و سربازان گمنام امام زمان هم که امنیت را برقرار کردهاند.
دستشان درد نکند.
8-برای
حل مسائل کشور به آرای عمومی مراجعه کنیم.(روزنامه میزان، 31 اردیبهشت 60)
- چه جواب زیبایی خود امام به این حرفهای
مزخرف دادهاند: « امام خمینی: اگر همه مردم مخالف باشند، من مخالفت میکنم، اگر
همه مردم موافق باشند، من مخالفت میکنم. نمیشود از مردم پذیرفت، نباید از مردم
پذیرفت که مثلا ما شورای نگهبان را قبول نداریم، نمیتواند قبول نداشته باشد.»(صحیفه
نور: مجموعه پیامها، مصاحبهها و سخنرانیهای امام خمینی، دفتر تنظیم و نشر آثار
امام خمینی، چاپ اول، پائیز 78، جلد14، صفحه 377)
و چه فداکاریای کردند با این حرفشان:« امام
خمینی: امروز وظیفه من این است که او را معزول کنم هرچند فریاد مرگ بر خمینی را در
سراسر کشور با گوش خود بشنوم.»(نهضت اما خمینی، سید حمید (زیارتی) روحانی، دفتر
سوم، صفحه354)
و سرانجام نمونهای از قاطعیت اما در برابر
این بنیصدر: « اگر سی و پنج میلیون بگویند بله من میگویم نه.»(سخنرانی مورخه 25
خرداد 60)
9-آنچه
اهمیت دارد، خذف رئیس جمهور نیست، مهم آن است که غول استبداد و اختناق میخواهد
بار دیگر خود را به شما تحمیل کند.(پیام رئیس جمهور خطاب به ملت،19 خرداد
60)
احتمالاً وی میخواسته با این حرفها مردم
را از بوجود آمدن یک دیکتاتوری بترساند که خوشبختانه کسی هم نترسید!
10-این
اواخر وقتی با آقای خمینی درباره مجلس صحبت میکردم گفت مردم رایشان را دادند و
دیگر حقی ندارند. گفتم مگر وکیل میتواند خلاف نظر موکل عمل کند؟ با تندی پاسخ داد
بله میتواند.(خیانت به امید، سید ابوالحسن بنیصدر، انتشارات انقلاب
اسلامی، چاپ اول، 1360،صفحه 31)
-مگر نمیتواند؟ این حرف گفتن دارد وقتی
امام مسئولیت قیم ملت بودن را قبول کردند؟ امام که وکیل نیست قیم است مردک!
11-امام خمینی: اگر ما از اول که رژیم
فاسد را شکستیم، انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام
مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده
بودیم و روسای انها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه دار را در میدانهای
بزرگ بر پا کرده بودیم این زحمتها پیش نمیآمد. دادستان انقلاب موظف است مجلاتی
را که بر ضد ملت است و توطئهگر است تمام را توقیف کند و نویسندگان آنهار ا
محاکمه کند.(صحیفه نور، جلد9، صفحه282)
-و امام چقدر ناراحت بودند از دست بنیصدر
که اینطور گفتهاند و با حسرت.
کاش مجالی دوباره بود تا جبران میشد.
12-حسین خمینی [نوه اما خمینی و پسر آقا
مصطفی] روزهای قبل از کودتای خرداد 60 آمد پیش من و گفت پدرم میگفت: خدا نکند که
شاه برود و پدرم (خمینی) مصدر قدرت بشه. او صدبار از شاه بدتر است. من همیشه دعا
میکنم بجای شاه ما زمامدار نشویم. این پدری که من میشناسم بسیار بیشتر از شاه
آدم خواهد کشت. گفتم: این را چرا روز اول نگفتی؟ حالا دیگر آخره کاره چرا میگی؟
اگر روز اول گفته بودی، حواس ما به این آقا جمع میشد.(درس تجربه: خاطرات
سید ابوالحسن بنیصدر؛ حمید احمدی، انتشارات انقلاب اسلامی، چاپ اول، شهریور
80،صفحه 133)
-معلوم نیست این آقا اینها را از خودش
درآورده یا از جای دیگر، اما حتی اگر اینطور هم گفته باشند باید لحاظ کرد که آقا
مصطفی معصوم که نبودند! ممکن بود در لحظههای عصبانیت از این حرفها هم زده باشند،
حالا گفتن دارد این حرفهای خصوصی خانوادگی که پخش میکنی آخر؟!
واقعیت این است که جمهوری اسلامی در یکجا
اشتباه کرد آن هم همین بود به خدا!
تا بعد.